خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





زندگی نامه ی فرهنگی وشاعرمعاصراحمدسجادی

    زندگی نامه ی فرهنگی وشاعرمعاصر

           «احمدسجادی» 

          

    فرزند:محمّدعلی(فرزندمحمّدحسین،فرزندرضا،فرزنداسماعیل،فرزندمهرعلی،

    فرزندسارخان،فرزندابراهیم،فرزنددرعلی،فرزنداسحاق) وفاطمه.

    متوّلد:یک شنبه9/ 12/ 1321ه ش/22/ 2/ 1362ه ق/28/ 2/ 1943م.

    محل توّلد:محله ی سینه پایین(واقع درجبهه ی شمالی خیابان عبدالرزاق کنونی درنزدیکی چهارراه جهان پهلوان غلام رضا تختی)اصفهان.

    درروزیک شنبه9/ 12/ 1321ه ش/22/ 2/ 1362ه ق/28/ 2/ 1943م درحالی که هنوز«جنگ جهانی دوّم»با شدّت تمام ادامه داشت تمامی شهرهای بزرگ«ایران»وازجمله«اصفهان»دراشغال نیروهای«متّفقین»قرارداشتند،درمحله ی«سینه پایین»درنزدیکی«مسجدحکیم»وخانه ی عالم جلیل القدر«آیت الله سیّدابوالقاسم نجفی حسینی دهکردی»،درمنزل قدیمی وتاریخی استیجاری «محمّدعلی»اوّلین فرزندخانواده به دنیا آمدکه«احمد»نام گرفت.

    «محمّدعلی»درآن روزگار به شغل درودگری اشتغال داشت وبنابرعلقه های خانوادگی وبه واسطه ی قحط و قلای ناشی از«جنگ جهانی دوّم»و«اشغال نظامی کشور»،ازسال 1323ه ش/1363ه ق/1944م به پیشنهاد پدرخود«محمّدحسین»مجبورشدتابه همراه پدرخود«آقامحمّدحسین»که به«امانت فروشی»اشتغال داشت،«اصفهان»راترک وبه«شهرکرد(دهکرد)»سرزمین آبا واجدادی خویش بازگشته،درخانه ایی کوچک درمجاورت«بقعه ی امامزادگان حلیمه وحکیمه خاتون»اقامت گزیده وبه منظورتامین معیشت اهل وعیال خویش اوّلین مغازه ی«خرازی فروشی»را در«شهرکرد(دهکرد)»تاسیس نماید.

    دراین هنگام«احمد»که بسیار بازیگوش به شمار می رفت،اهل محل را از دست شیطنت های خود دمی آزاد ورها نمی گذاشت  وموجب می شدتا هنگام ورودش به سن هفت سالگی که براساس تصمیم والدین خویش تحصیلات ابتدایی رادر«دبستان جامی»واقع درمیانه ی«خیابان سعدی(دبیرستان پریدخت رئیسی دهکردی)»آغازنمود،دایماهمسایگان ازدست وی شکوه ها داشته باشند.

    ورود وی به دبستان به مرورایّام علاقه مندی فراونی را به حفظ و قرائت«قرآن کریم»که پرداختن به آن شیوه ی آبا و اجدادیش شمرده می شد،در ایشان ایجاد کرد به گونه ایی که هم زمان با اتمام دوران تحصیلی ابتدایی خویش درسال1336ه ش/1376ه ق/1957م در قرائت آیات «کتاب حق» دارای مهارت کامل گردیده بود.

    با گشایش اقتصادی فراهم آمده،خانواده ی«احمد»نیزهم زمان با پذیرش وی در«دانش سرای کشاورزی اصفهان»ازروز پنج شنبه  اوّل مهرماه سال1338ه ش/21/ 3/ 1379ه ق/24/ 9/ 1959م به خانه ایی واقع در«کوچه ی یخچال(..)»منشعب از«خیابان سعدی غربی شهرکرد(دهکرد)»نقل مکان کردند.

    «احمد»پس ازپایان تحصیلات خودازروزسه شنبه31/ 6/ 1340ه ش/1/ 4/ 1381ه ق/12/ 9/ 1961م در کسوت آموزگار«دبستان دولتی شیخ بهایی»روستای«دستگردامامزاده»بخش«کیار»،ناحیه ی«چهارمحال»فعّالیّت های آموزشی خویش را با شوقی زاید الوصف آغاز نمود.در این هنگام علاقه مندی وی به آموزش نونهالان تا آنجا بودکه حتّی دردسترس نبودن وسایل نقلیّه موتوری در سطح محل موجب نمی شد تا وی از تردد مرتّب خود بین مدرسه و خانه ی پدری چشم بپوشد وبه همین واسطه بسیاری از اوقات با استفاده ازدوچرخه مسافت سی کیلومتری را حتّی در سرمای زمستان طی طریق می نمود.شرایطی سخت امّا آموزنده که باعث شدتا خاطرات شیرین و آموزنده ی آن همیشه در ذهن وی زنده وفعّال باقی بمانند.

    خانواده ی پدری ایشان درسال1341ه ش/1382ه ق/1962م به منزلی درکوچه ی«کشاورزی»اسباب کشی نمودندامّاکوچکی این خانه نیز باعث شد تا با فراهم شدن زمینه ی ازدواج«احمد»خانه ایی بزرگ تر برای اقامت اهل خانواده درسال1344ه ش/1385ه ق/1965م واقع در«خیابان ناصرخسروقبادیانی»درمقابل«بوستان(پارک جنگلی)تهلیجان»درنظر گرفته شده وبه این ترتیب  فرارسیدن روزچهارشنبه26/ 7/ 1346ه ش/17/ 7/ 1387ه ق/18/ 10/ 1967م نوید بخش ازدواج«احمد»با«مهین»فرزند«حاج حیدرعلی سجادّی»دخترعموی خود گردد.ازدواجی که علاوه برثمره ی آن که چهاردخترویک پسربه نام های«مژگان،محسن،مریم،معصومه وزینب»بوده است،باعث گردیدتاایشان درمجالس«دعای توّسل»وجلسات مستمر«قرائت قرآن کریم»که باهمّت«حجت الاسلام والمسلمین محمّدعلی صفرنورالله(حاج آقا نوراللهی)»،«ریاست حوزه ی علمیّه ی امامیه ی شهرکرد(دهکرد)»ومشارکت فعّال«حاج حیدرعلی سجادّی»،«شهیدرحمان استکی»،«حاج مرتضی مشرّف دهکردی»،«حاج علی صمیمی دهکردی»درچهارشنبه شب های هرهفته ازاین سال تا «پیروزی انقلاب اسلامی»تشکیل می گردیدند،نیزمشارکت فعّال یابد.موضوعی که هم چنین موجب شدتا شرکت ایشان در تشکیل وبرپایی همواره ی هیئات«دعای توّسل»جهت برپایی ادعیه در روزهای سه شنبه،«یا مهدی»به منظور قرائت دعای ندبه در روزهای جمعه و«یاحسین»جهت گرامی داشت«زیارت عاشورا»به صورت مرسوم ونهادینه درآید.

    تاهل ایشان باعث گردیدتاازروزپنج شنبه 27/ 11/ 1345ه ش/6/ 11/ 1386ه ق/16/ 2/ 1967م به«دبستان مهرگان شهرک(شهرکیان کنونی)»منتقل وتاروزدوشنبه27/ 6/ 1346ه ش/13/ 6/ 1387ه ق/18/ 9/ 1967م که به«دبستان ارژنگ شهرکرد»واقع در«کوچه ی یخچال(شصت وسوّم)»منشعب ازخیابان«سعدی غربی»منتقل گردیدندبه خدمات آموزشی خویش استمراربخشد.

    افزایش تدریجی فرزندان خانواده ازقرارهفت دختر ویک پسردیگرموجب شدندتادرکناراهتمام مستمرمادرخانواده به قالی بافی، «آقامحمّدعلی»ازاوایل سال1349ه ش/1390ه ق/1970م به منظورکسب درآمد بیش تربه سوی«مناطق نفت خیزجنوب کشور»عزیمت نمایدکه البته درآمدهای چندانی رابرای ایشان دربرنداشت وبه همین واسطه،«احمد»به رغم تنگ ناهای موجودکه خودبا آنها مواجه بودبه یاری رسانی به اقتصاد خانواده پدری خویش نیزاهتمام ورزید.

    با پایان یافتن دوران خدمت«احمد»در«دبستان ارژنگ»ازروزشنبه22/ 7/ 1351ه ش/6/ 9/ 1392ه ق/14/ 10/ 1972م تا روزسه شنبه7/ 5/1354ه ش/20/ 7/ 1395ه ق/29/ 7/ 1975م،وی به«دبستان نحوی»واقع درتقاطع خیابان های«فردوسی»و«سعدی»منتقل گردید.باتاسیس«مدرسه ی راهنمایی تحصیلی پسرانه ی  دکترعبدالله هادیان دهکردی»درجبهه ی غربی«بلوارمحبوبیان(آیت الله سّید محمودطالقانی فعلی)»،ایشان به عنوان معاون این آموزشگاه معرّفی وپس اندازهای این ایّام که ازاشتغال به رانندگی اتوبوس های بین شهری  پس از دریافت گواهی نامه ی پایه ی یک رانندگی اش از روزچهارشنبه8/ 6/ 1351ه ش/20/ 7/ 1392ه ق/30/ 8/ 1972م ونیززحمات همسرپرتلاشش«مهین»درزمینه ی بافت قالی ،خیاطی وبافتنی های مختلف،که سعه ی صدر فراوانش همواره زیان زدخاص وعام بوده است فراهم گردیده بود،موجب شدندتا  وی بتواند جهت خانواده ی خویش درسال 1357ه ش/1399ه ق/1978م خانه ایی واقع درخیابان«شهیدمحمّدعلی رجایی»منشعب ازبلوار«تیمسارمحمّدامین آزاد(بلواردکترعلی شریعتی مرکزی فعلی)»خریداری نماید.

    درطی وقایع منتهی به«پیروزی انقلاب اسلامی»ایشان درتظاهرات های مختلف شرکت فعّال داشتندوازجمله ی اعضا ی«گشت های شبانه ی معروف به«پاسداران شب»زیر مجموعه ی تشکّل«انتظامات جمهوری اسلامی»که زیرنظر«حوزه ی علمیّه ی امامیه ی شهرکرد(دهکرد)»به منظورحراست از امنیّت عمومی مردم انجام می شدندونیزبه مدّت چهارسال عضوفعّال«انجمن اسلامی معلّمان»درسطح«مرکز استان»محسوب می گردیدند.

    ایشان ازروزچهارشنبه18/ 4/ 1359ه ش/25/ 8/ 1400ه ق/9/ 7/ 1980م به عنوان«معاون دبیرستان سیّدجمال الدین اسدآبادی(محمّدرضا شاه سابق)»خدمات آموزشی خویش را استمرا بخشیدند تا آن که درروزچهارشنبه5/ 12/ 1360ه ش/29/ 4/ 1402ه ق/24/ 2/ 1982م به مدیریّت این دبیرستان برگزیده شدند.

    وی بنابه درخواست پدرهمسرشان«حاج حیدرعلی سجادی»دارای مغازه ی خرازی فروشی درمیانه ی خیابان« ملّت(پهلوی)»ودرروبه روی«کوچه مسجدخان(جامع)»بودوازجمله ی«معتمدین بازار»،«عضو هیات امنای بقه ی امامزادگان حلیمه وحکیمه خاتون(س)»،«نماینده ی توزیع مجله ی مکتب اسلام»درسطح«شهرکرد(دهکرد)»،ازبرپاکنندگان وحامیان جلسات«قرائت قرآن کریم»وسخنرانی های مذهبی وسرکاروان حج(حمله دار)به شمار می رفت،در طی ایّام حج درسال های 1361و1360ه ش/1402و1403ه ق/1982و1983م،بدون اتکّا به مزایای شغلی و اعتبار خانوادگی خویش وبااستفاده ازامکان مرخصی بدون حقوق،به عنوان خدمه ی کاروان،در سال های 1362و1363ه ش/1403و1404ه ق/1983و1984م به عنوان ناظرکاروان ودرسال های1368– 1365ه ش/1410-1407ه ق/1989-1986م به عنوان مدیرکاروان حج تمتع زایرن اعزامی از«شهرکرد(دهکرد)»نیزفعّالیّت داشتند.

    دراین بین اهتمام ایشان به پیگیری موضوع حمایت ازکیان«ایران اسلامی»هم زمان با آغازروزگار پرفراز و نشیب«دفاع مقدّس»موجب گردیدتا درکسوت یک بسیجی فرهنگی به مدّت دوماه تا هنگام مجروح شدن در اثر موج انفجاربه جبهه های نبرد با دشمن متجاوزبه منطقه ی عملیاتی «والفجر هشت»عزیمت نمایدو به این ترتیب درکنار بسیاری دیگراز نیروهای سرفراز فرهنگی و دانش آموز رزمنده ی آن روزگار که اکنون در زمره ی شهیدان عزیزجاویدنام اعزامی از سوی«تیپ مستقل قمر بنی هاشم(س)»محسوب می گردند،به ادای دین مفروض خویش بپردازد.

    «حاج احمد»ازروزچهارشنبه14/ 6/ 1363ه ش/9/ 12/ 1404ه ق/5/ 9/ 1984م به عنوان«آموزگارشاغل درستادتجهیزات آموزشی»منصوب وپس از مدّتی درروزشنبه5/ 8/ 1363ه ش/1/ 2/ 1405ه ق/27/ 10/ 1984م مدیریّت«مدرسه ی راهنمایی تحصیلی شبانه روزی روستایی منصورکوهی شهرکرد(مرکزتربیت معلّم بحرالعلوم کنونی)»واقع در تقاطع«بلوارهای آیت الله سیّد محمود طالقانی وسیّدابوالقاسم کاشانی»را عهده دار گردید.

    ازروزسه شنبه اوّل مهرماه 1365ه ش/18/ 1/ 1407ه ق/23/ 9/ 1986م تاروزپنج شنبه27/ 7/ 1368ه ش/18/ 3/ 1410ه ق/19/ 10/ 1989م«حاج احمد»به عنوان«مسوول ستاد هماهنگی تجهیزات آموزشی چهارمحال وبختیاری»معرّفی وپس از آن تا روزپنج شنبه31/ 6/ 1373ه ش/16/ 4/ 1415ه ق/22/ 9/ 1994م که به افتخاربازنشستگی نایل گردیدندبه عنوان«مرّبی طرح کادواحدمرکزی کاد برادران»در«شهرکرد(دهکرد)»اشتغال یافتند.

    علقه های مذهبی این فرهنگی صدیق که در خانواده شان نیزدارای ریشه های بلند مدّت بودندموجب گردیدندتا ایشان پس از بازنشستگی نیزهمواره راه ورسم روزگارجوانی خوددربرپایی هیئات مذهبی را پیگیری نمایندوبه همین واسطه پس از روزگار بازنشستگی نیزبا تعدادی از همکاران فرهنگی بازنسته ی خویش به برپایی جلسات قرائت«قرآن کریم»درروزهای دوشنبه ی هرهفته اهتمام ورزند که به مرورایّام دامنه ی گیرایی آن باعث شدتا علاقه مندان دیگری ازاقشار مختلف«شهرکرد(دهکرد)»نیز به عضویّت آن مفتخرگردند.

    اعضا «جلسه ی قرائت قرآن کریم شهرکرد(دهکرد)»

    از سمت راست:

    نشسته درجلو:

    صف اوّل:1- حاج احمدسجادی،2-....فاضل،3-...دهقان،4-....کاظمی پور.

    صف دوّم:1- نادرقلی بنیادی،2..... ،3-....،4-محمودمهدیان،5-هوشنگ قنبری،6-احمدمردانیان،7-... ،8-تاجی.

    صف سوّم:1-داریوش کریم زاده،2-.....،3-.فریدون علی یاری،4-علی فراشاهی،5-نصرت الله بنی اسدی،6-..... .

    صف چهارم:1-حسین سقایی،2-محمّداحمدی،3-علی قائدی،4-خدابخش مختاری،5-... .

    ایستاده در آخر:

    1-...باقری کاکلکی،2-...مومنی،3-....،4-....،5-....،6-حسین قلی صمیمی،7-مرتضی مشرّف،8-.... .

    «حاج احمدسجادی»ازآنجایی که به تاسی ازپیشینیان خویش به هنرهای موسیقی وخوشنویسی علاقه مند ودرآنها دستی داشت،تلاش نمودتا ازفرصت های پیش روی خویش درهنگام فراغت ازاداری و اجرایی و آموزشی بهره جسته و به جمع آوری چکیده ی افکار خود درقالب نظم بپردازد که حاصل آن دفترشعریست دربرگیرنده ی غزل و قصیده و مثنوی هایی با مضامین حکمی،مراثی ومدایح«اهل بیت عصمت وطهارت(س)»ونیزبحرطویلی بادرون مایه ی طنزومثنوی با گویش «دهکردی(شهرکردی)»که همگی معرّفی دل بستگی ها و سلایق فرهنگی ادبی و اعتقادی وی می باشند.(1)دفتر شعر ارزش مندی که بیت بیت آن به رغم ابتلا ایشان به عارضه ی سکته ی مغزی و فلج نیمی از بدن از روزپنج شنبه 19/ 5/ 1391ه ش/21/ 9/ 1433ه ق/9/ 8/ 2012م همواره شاهدوهم نشین روزو شب های سخت و جان کاه سال ها تحمل درد رورنجی بوده است که با صبوری های همسر ومراقبه های فرزندان و استعانت از توجهات ذات حق تحمل پذیرگشته است.

    نمونه ایی از ابیات حاصل ذوق ادبی ایشان:

    «نقش سنگ

    گذشته عمرتو«ســـاجد»به خـــــــــــدمت فرهنگ

    که نام و شعرتورا حک نــــــــــموده بر اورنـــــــــگ

    تمام زندگیت را خزان گـــــــــــــــرفت و لیـــــــــــک

    بقای اسم تو مـــــــــــــــــاند به دفــــــــــــتر ارژنگ

    زبان شعرتو مــــــــــــــــارابه وجـــــــــــــــــــدآورده

    چراکه گفته ایی اشـــــــــــعاردل پذیــــــرو قشنگ

    بگوکه دســــــــــــت اجل تا کـــــــــــــــجا تورا برده

    بیا دوباره ببیـــــــــــــــنم تورا دلــــــــم شدتـــــــنگ

    چه گویمت زفراقت مـــــــــرا به جــــــان سوز است

    که زندگی شـــــــــده  برکام ما همه چوشـــــرنگ

    رسیده ایی تو غزل خوان خوان دیار حضرت دوست

    تر نمی شنوم گــــــــــــردتوبه تـاروبه چنـــــــــــــگ

    تو را به روضه ی رضــــــــــوان بســــــیم مــی بینم

    غنیمت است مــــــجال مجال چنین زمان ودرنـــگ

    روال چرخ و فلــــــــــــــک این بودبـــــــــدان جــانم

    که آیدورودونقـــــــــــش خود زنــــــــــدبرســنگ».

    پی نوشت:

    (1)دراینجا لازم است اززحمات وتلاش های شایان توّجه سرکارخانم مژگان سجادی متولّدپنج شنبه19/ 2/ 1347ه ش/10/ 1/ 1388ه ق/9/ 5/ 1968م،کارشناس مدیریت دولتی،مدیر دبیرستان دوره ی دوّم شاهد ناحیه ی یک اصفهان،فرزندارشدحاج احمدسجادی در زمینه ی فراهم آوردن دسترسی نگارنده به اطلاعات مورد نیاز جهت تهیه ی این سطورونیز اهتمام ایشان به گرد آوری وانتشار اشعار حاصل ذوق پدر تقدیر به عمل آورده شود.

     

    تهیه وتنظیم:

     «بابک زمانی پور»،

    تیرماه 1395ه ش»».


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خویش ,ایشان ,دهکرد ,خانواده ,فرهنگی ,شهرکرد ,شهرکرد دهکرد ,آموزشی خویش ,باعث شدتا ,راهنمایی تحصیلی ,اهتمام ایشان ,امامزادگان حلیمه وحکیمه ,
    زندگی نامه ی فرهنگی وشاعرمعاصراحمدسجادی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر